رضایی در مصاحبهای که ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، به الجزیره گفت تهران همچنان با قطر در تماس است و دوحه شروط ایران را با هدف پایان دادن به جنگ به واشنگتن منتقل کرده است. او سه مطالبه را صراحتاً نام برد: پایان جنگ در همه جبههها، آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران و پایان محاصره دریایی بنادر ایران.
رضایی ساعاتی بعد در پیامی جداگانه اعلام کرد که در مجموع هفت شرط برای آغاز هرگونه مذاکره به دولت آمریکا ابلاغ شده است. با وجود این، در آن پیام جزئیات کامل هفت مورد منتشر نشد. تسنیم نیز متن همین اعلام را گزارش کرده است.
الجزیره در گزارش توضیحی ۲۰ سپتامبر شش مطالبه مشخص را از مواضع مطرحشده توسط رضایی فهرست کرد: پایان جنگ در همه جبههها بهویژه لبنان، آزادسازی منابع مسدودشده، پایان محاصره دریایی، توقف مداخله آمریکا در امور داخلی ایران، توقف همکاری واشنگتن با مخالفان جمهوری اسلامی و پایان حملات آمریکا به خاک ایران. بنابراین، نباید این شش مورد را بدون مدرک تکمیلی به یک فهرست هفتگانه قطعی تبدیل کرد.
تا ۲۱ سپتامبر، پذیرش رسمی این شروط از سوی آمریکا اعلام نشده است. الجزیره روز ۲۰ سپتامبر گزارش کرد واشنگتن هنوز به شروط تازه پاسخ نداده بود. دونالد ترامپ در عین حال گفته است برای دیدار احتمالی با مسعود پزشکیان در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل آمادگی دارد؛ اما آمادگی برای ملاقات به معنای پذیرش شروط ایران یا آغاز رسمی مذاکرات نیست.
قطر تنها میانجی فعال این پرونده نیست. وزارت خارجه قطر پیشتر اعلام کرده بود قطر، عمان و پاکستان برای تسهیل ارتباط میان ایران و آمریکا و بازگرداندن طرفین به مسیر دیپلماسی تلاش میکنند. پاکستان نیز در روزهای اخیر فعالیت دیپلماتیک خود را ادامه داده و وزیر کشور این کشور در ۲۱ سپتامبر به تهران سفر کرده است.
تحلیل و پیامدهای خبر
مهمترین نکته درباره ۷ شرط ایران برای مذاکره با آمریکا این است که مطالبات علنیشده از پرونده هستهای فراتر میروند. پایان درگیری، محاصره دریایی، آزادسازی داراییهای ایران و موضوع مداخله در امور داخلی نشان میدهد هر مسیر احتمالی مذاکره در شرایط فعلی با مجموعهای از مسائل امنیتی، اقتصادی و منطقهای گره خورده است.
در عین حال، باید میان «انتقال شروط» و «توافق» فاصله روشنی گذاشت. در حال حاضر، آنچه قابل تأیید است انتقال پیام از طریق قطر و ادامه تلاش میانجیهاست. هنوز پذیرش شروط، تعیین چارچوب یک دور جدید گفتوگو یا توافق تازهای میان تهران و واشنگتن اعلام نشده است. قطر نیز پیشتر تأکید کرده بود تلاشهای میانجیگرانه ادامه دارد، اما توافق نهایی حاصل نشده است.
بعد اقتصادی این خبر بیش از همه به تنگه هرمز و بازار انرژی مربوط است. آژانس بینالمللی انرژی میگوید در سال ۲۰۲۵ بهطور متوسط روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده از هرمز عبور کرده که تقریباً یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان را تشکیل میدهد. بنابراین هر تغییر واقعی در محدودیتهای کشتیرانی میتواند برای بازار جهانی انرژی اهمیت داشته باشد.
در معاملات ۲۱ سپتامبر نیز رویترز گزارش کرد نفت برنت برای مدتی به ۱۰۰.۳۹ دلار رسید و به پایینترین سطح ۱۲ روزه کاهش یافت. افزایش دوباره بخشی از صادرات عربستان و امید بازار به پیشرفت دیپلماتیک ایران و آمریکا هر دو از عوامل این کاهش عنوان شدند. در نتیجه، نمیتوان افت نفت را صرفاً به اعلام شروط تهران نسبت داد.
برای بازار ارز و طلای ایران نیز اثر احتمالی باید مشروط تحلیل شود. کاهش واقعی تنش، آزادسازی عملی داراییهای مسدودشده یا بهبود درآمدهای ارزی میتواند از مسیر انتظارات و عرضه ارز اهمیت پیدا کند؛ اما صرف ارسال شروط، بدون توافق و اجرای عملی، برای نتیجهگیری درباره جهت حرکت دلار، طلا یا بورس کافی نیست.
جمعبندی
تهران اعلام کرده هفت شرط برای آغاز مذاکره با آمریکا به واشنگتن منتقل شده، اما تاکنون فهرست کامل هفتگانه بهطور عمومی منتشر نشده است؛ شش مطالبه از اظهارات علنی مقام ایرانی قابل شناسایی است. در حال حاضر مهمترین تحول، ادامه پیامرسانی از طریق قطر و تلاش سایر میانجیهاست، نه آغاز قطعی دور تازهای از مذاکرات. واکنش بازار انرژی نیز نشان میدهد معاملهگران به احتمال کاهش تنش توجه دارند، اما نتیجه دیپلماتیک هنوز مشخص نیست.